منشور كورش بزرگ و نهج البلاغه
يك انساني كه دنبال حقيقت ، يادگيري و پيشرفت تو همه ي زمينه هاست بايد حرف حق و درست رو از هركسي كه باشد بپذيره و تو زندگيش به كار ببنده . همانطور كه معصوم (ع) فرموده : علم و دانش تو سينه ي منافق بي تابي مي كنه تا در سينه مؤمن جا بگيره .
به دور از هرگونه عقايد كوركورانه و بي منطق بايد به خوبي هايي كه در تاريخ ثبت شده احترام گذاشت و از اهريمن و زشتي ها بيزاري جست . تاريخ را نميشود انكار كرد .
در قسمتي از منشور حقوق بشر كورش بزرگ و نه از زبان خودش بلكه به احتمال زياد از نگاه شاهدي ناشناخته که میتواند ديدگاه اهالی و بزرگان بابل باشد، بازگو میشود كه در آن به تحسين و تشويق راه و منش كورش بزرگ پرداخته مي شود كه من تلاش كردم با استناد به سخنان اميرالمومنين علي (ع) ، تمام متن اين منشور را با كتاب نهج البلاغه مقايسه كنم صرف نظر از تعصبات ديني كه اين كجا و آن كجا !! اتفاقاً هماهنگي بسياري داشتند و موفق هم شدم البته جاي شگفتي نيست چراكه هر دو هدفي بزرگ و خدايي داشتند براي گسترش صلح و آرامش و زندگي همراه با ايمان به خداوند يكتا و انجام كارهاي نيك و...


تلاش كردم خيلي كوتاه و مفيد بنويسم تا خستگي به دنبال نداشته باشه .
اول متن منشور رو ميبينيم و در سطرهاي بعدي حكمتها و سخنان حكيمانه جانشين رسول خدا عليهم السلام
مردم سروري را شادباش گفتند كه به ياري او از چنگال مرگ و غم رهايي يافتند و به زندگي بازگشتند. همه ايزدان او را ستودند و نامش را گرامي داشتند.
آنگاه كه بدون جنگ و پيكار وارد بابل شدم، همهي مردم گامهاي مرا با شادماني پذيرفتند. مردوك خداي بزرگ دلهاي پاك مردم بابل را متوجه من كرد... زيرا من او را ارجمند و گرامي داشتم
- حضرت علي (ع) در نامه 54 درباره اختيار بيعت فرمودند : من براي حكومت در پي مردم نرفته تا آنان به سوي من آمدند و من قول بيعت نداده تا آنكه آنان با من بيعت كردند . همانا بيعت عموم مردم با من نه از روي ترس قدرتي مسلط بود و نه براي به دست آوردن متاع دنيا . همچنين در خطبه 161 درباره توكل به خدا مي فرمايد برخدا توكل مي كنم ، توكلي كه بازگشت به سوي او باشد و از او راه مي جويم راهي كه به بهشت برسد ( و به آنجا كه خواست اوست برسد )
يعني اينكه بايد انسان در راهي قدم بذاره كه رضايت خدا درآن باشه و درآخر هم خداوند پاداش انسان را مبني بر فرمايش امام علي (ع) بهشت و با استناد به منشور خير و سربلندي در اين دنيا كه صدالبته آخرت را هم در پي دارد بابت كردار نيكش مي پردازد . و اين نرمش و انعطاف پذيري كورش سبب شد كه همه ي مردم دنيا از زمان خودش تا امروز از مقام بلندش به نيكي ياد كنند .
من بردهبرداري را برانداختم، به بدبختيهاي آنان پايان بخشيدم
- حضرت در خطبه 142 در باره آزادي اسيران مي فرمايند : آن كس كه خدا اورا مالي بخشيد پس بايد به خويشاوندان خود بخشش نمايد و سفره مهماني خوب بگستراند و اسير آزاد كند .
همانطور كه يزدان پاك به كورش قدرت و مال و مقام داد( اشاره به سوره مبارك كهف ) و او نيز در راستاي صلح و آرامش از آن استفاده كرد .
همهي مردماني را كه پراكنده و آواره شده بودند، به جايگاههاي خود برگرداندم و خانههاي ويران آنان را آباد كردم.